بدون عنوان
سلام عزیزکم دختر نازم خیلی وقته که نمی تونم مطالب مربوط به شما نانازم رو تو
وبلاگت بزارم آخه تا می خوام لب تاب رو بیارم با چنان سرعتی میری روش که نگو
امان از دست تو .مامانی از وقتی که چهار دست و پا رفتن و یاد گرفتی هیچ چیزی از
دستت در امون نیست دوس داری به همه چیز دس بزنی خلاصه شیطونی شده که نگو شیرین کاریهات هم که به اوج خودش رسیده واسه بابایی آنچنان ناز میکنی که
دلش غش میره با اسباب بازی اصلا میونه ای نداری ولی هر جا سیم میبینی فوری
خودتو اونجا میرسونی بابایی میگه مثل دایی جونش مهندس مکانیک میشه ولی من
آرزومه دخترم دکتر بشه .خیلی کنجکاوی میکنی چند وقتیه خودت میتونی وایسی
حتی اگه از جایی بگیری راه هم میری اصلا یه جا بند نمیشی دوست داری به همه
جا سرک بکشی عاشق جاهای تنگ وتاریکی .زیر میز میری تکون نمی خوری تا یکی
بیاد پیدات کنه اون وقت برامون میخندی تو اون لحظه ها واقعا بوس کردنت آرومم
نمی کنه دوست دارم اونقدر فشارت بدم تا بچسبی به خودم


بدون عنوان
