اولین محرم حلما
امسال محرم با وجود تو رنگ وبوی دیگه ای داره نذر کرده بودم دخترم سلامت دنیا بیاد ببرمش مراسم شیر خوارگان واسه همین روز دوم محرم با مامان جون ساعت هفت رفتیم مصلا خیلی شلوغ بود هم جا پر بود از بچه های نازنازی مثل خودت چون همشون بد خواب شده بودن بی تابی میکردن شما خانم کوچولوی خودم هم از اول مراسم خواب بودی آخر مراسم به زور بیدارت کردم تا بیایم خونه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین محرم حلما 

