نه ماهگی حلما
حلمای من عاشق اینه که میوه ها رو تو دستش له کنه انگور رو آنچنان فشار میده که انگار باهاش دشمنی داره ...
بدون عنوان
حلما جونم تو بهترین منظره از تمام دنیای منی عاشقتم عروسسسک ...
بدون عنوان
سللللللام من اومدم با تاخیر چند هفته ای وای دلم واسه همه دوستای وبلاگیم تنگ شده بود اساسی . از اول شهریور که مرخصی زایمانم تموم شده دیگه وقت واسه سرخاروندن ندارم اینکه هم خانم خونه باشی هم مادر بشی و هم کارمند واقعا واسه یه خانم خییلی زیاده همه مامانای شاغل مطمئنا حرفم رو تایید میکنن ولی چاره چیه از همه این حرفا که بگذریم میرسیم به شیرین کاریهای وروجکم .قربونت بشم من .حلمای خوشگلم در اولین روز نه ماهگیش دست میزنه تا بهش میگم دس دس دسدسی اون دستای سفید و مخملیشو بهم میزنه اما دختر خانوم تنبل من چهار دست و پا رفتن رو یاد نگرفت ولی عوضش هر جایی که میشینه دور خودش میچرخه فکر...
بدون عنوان
سلام دردونه ی من گاهی وقتا که ذهنم رو از اوضاع آشفته روزانه خالی میکنم دلم پر میکشه به سمتت و یاد اوقاتی میفتم که صبح ها قبل از 7 صبح دخترنازم رو باید بدخواب کنم و بکشونمش توی بغلم و راهی گذروندن یه روز دیگه باشیم ... تموم مسیر چشم میدوزم به صورت معصومت و اون چشمای قشنگ و مژه های بلندت و یهو دلم میلرزه .. با خودم میگم گناه این طفلکی چیه که باید جور من و بابایی رو به دوش بکشه و روزهایی که موج شیطنت توی تن و بدنشه و احتیاج به تخلیه داره مامانشو کنارش نبینه و احساسش نکنه .... خیلی سخته مامان جان... این حس رو فقط ...
بدون عنوان
دردانه زیبایم عزیزتر از جانم پاره تنم دوستت دارم صدای دلنوازت را &...
نویسنده :
بابا و مامان
23:17
فرهنگ لغات حلما خانم
ماما - وقتی گرسنه ای یا می خوای بغلت کنم دده- بابایی بهت میگه کی دوست داره یا کی عاشقته می گی دده دغان دغان- معمولا وقتی داری بازی می کنی یا تو ماشین حوصلت سر رفته دیقی دیقی- گرم بازی هستی اب - اهه اهه ...
نویسنده :
بابا و مامان
9:24



